وب سایت سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

No Install Flashplayer

سه شنبه 28 شهريور 1396
الثلاثاء 28 ذو الحجة 1438
Sep 19 2017

خانواده در اسلام، خانواده در غرب

 
 
 خانواده در اسلام، خانواده در غرب
خانواده نهادی است شناخته شده و در هر جای دنیا حضور دارد و همه جا نیز از قوانین كم و بیش مشابهی پیروی می‌كند. در عین حال، در بسیاری از ویژگی‌ها از جامعه‌ای به جامعه دیگر تفاوت‌های اساسی دارد؛ چرا كه فرهنگ حاكم بر جامعه خواه نا خواه بر خانواده و فضای حاكم بر آن تأثیر می‌گذارد. بدون شك، در هر جامعه‌ای كه خانواده تشكیل شود، رنگ و بوی آن جامعه را به خود می‌گیرد و اعضای آن نیز از آداب، رسوم و سنّت‌های رایج در همان محیط اجتماعی پیروی می‌كنند. این ادعا زمانی روشن می‌شود كه خانواده در دو جامعه‌ای كاملاً متفاوت بررسی و نقاط اشتراك و اختلاف آن دو در مورد خانواده از هر جهت برجسته گردد. با این وصف، خانواده در غرب تفاوت‌های ریشه‌ای با نظام خانواده در اسلام دارد؛ چون نگرش اسلام و غرب در مورد خانواده از هر جهت تفاوت دارد.
 
حقیقت این است كه غرب بر اساس اندیشه «آزادی مطلق»، اصول خانواده را به هم ریخته و آینده‌ای تاریك و وحشتناك فراروی خانواده‌ها قرار داده است. اساس تشكیل خانواده، كه ایجاد امنیت خاطر و تأمین نیازهای عاطفی، روحی و معنوی انسان است، دیگر در مغرب زمین معنا و مفهومی ندارد. در نگرش غرب، هدف از بنیاد خانواده جز رسیدن به اغراض مادی و استفاده‌های جنسی چیز دیگری نیست. نقش اصلی خانواده، كه تربیت فرزند است، به‌كلی فراموش شده و عیّاشی و هوس‌رانی جایگزین آن گردیده است. همه این نابسامانی‌ها ناشی از آزادی بی‌حد و حصر غرب است كه زنان و دختران را از فطرت اولیه‌شان به دور ساخته و آن‌ها را به ابزار كسب و تجارت تبدیل كرده است. اوضاع جاری در كشورهای غربی به گونه‌ای است كه مورد اعتراض همه اندیشمندان، فرهیختگان و نویسندگان آن دیار قرار گرفته است.(1) آنچه امروزه در غرب می‌گذرد نشان‌دهنده این واقعیت است كه تمامی مرزها و ارزش‌های انسانی در آن كشورها شكسته و مشكلات اجتماعی فراوانی ناشی از آن دامن‌گیر جامعه شده است، تا جایی‌كه گردانندگان امور اجتماعی و طرفداران آزادی نیز از این وضع به وحشت افتاده و برای حل مشكل، به كارشناسان مسائل مربوطه روی آورده‌اند. پیامدهای این نوع آزادی در جوامع غرب، بیش از آن چیزی است كه بتوان توصیف كرد. در این‌جا تنها به چند مورد از آن‌ها اشاره می‌شود:
 
1- فروپاشی نظام خانواده
 
تحوّلات اجتماعی ـ فرهنگی مبتنی بر آزادی‌های نامحدود در غرب به گونه‌ای است كه به تزلزل و فروپاشی نهاد خانواده منتهی گشته است؛ چرا كه نظر به آزادی مطلق، بهترین راه برای ارضای غریزه جنسی جوانان روش «انتخاب دوست و رفیق» است، بدون تحمّل تكالیف ازدواج و خانه‌داری به‌صورت رسمی آن؛ چنان‌كه در جامعه امریكا كسی حق ندارد آزادی جنسی را محدود كند و تحت ضابطه‌ای در بیاورد؛ زیرا خلاف آزادی محسوب می‌شود. با این وضع، دختران و پسران جوان خود را ملزم به تشكیل خانواده نمی‌بینند.(2)
 
2- ابتذال زنان و دختران
 
فرهنگ غرب زنان و دختران جوان را در حدّ ابزاری برای تجارت و به‌دست آوردن پول و ثروت پایین آورده و افراد سودجو از آن‌ها به شیوه‌های گوناگون در این زمینه بهره‌برداری می‌كنند. رقص و بازی در مجالس عمومی، آوازخوانی و ظاهر شدن در صحنه‌های نمایش و فیلم به‌صورت عریان بخشی از بی‌عفتی و ابتذال زنان است. هزاران انسان جوان از حركات اندام، رقص و صدای جذاب آنان تحریك شده، به وجد می‌آیند و چه بسا خسارات مالی و جانی بی‌شماری برای شركت كنندگان و گردانندگان صحنه پدید می‌آورند.
 
3- خود فروشی و اختطاف
 
در جوامع غربی، بسیاری از زنان به خودفروشی تن داده، عرض و شرف خود را در اختیار دیگران قرار می‌دهند. این كار در اروپا و امریكا رایج است و هیچ منع قانونی وجود ندارد. دلیل اقدام به این عمل، هم می‌تواند اقتصادی باشد ـ چنان‌كه برخی از زنان در اثر فقر و ناداری و برای به‌دست آوردن لقمه‌ای نان، خود را می‌فروشند ـ و هم سیاسی.(3) امروز در سیاست غرب، یكی از راه‌های سلطه بر مردم اشاعه فحشا در میان جوانان است تا بدین وسیله، مردم را سرگرم نگه داشته، خود به حكومت خویش ادامه دهند و همین سیاست را در دنیای اسلام هم می‌خواهند اجرا كنند.
 
اختطاف زنان و دختران از دیگر پیامدهای فرهنگ غرب است و این امر به گونه‌ای شیوع پیدا كرده كه موجب نگرانی جدی خانواده‌ها را فراهم ساخته است. هر روز افراد بی‌بند و بار و عیّاش با زور و تزویر، دختران جوان را سوار ماشین نموده، می‌برند و پس از مدتی در فاصله‌های بسیار دور از منزلشان رها می‌كنند.(4) زندگی در چنین جامعه‌ای چگونه ممكن است؟ امنیت ناموسی مهم‌تر از امنیت مالی و سیاسی است. اگر زنان و دختران در كوچه و خیابان از دستبرد بیگانگان در امان نباشند، چگونه می‌توان آرامش خانواده‌ها را تأمین كرد؟
 
4- شیوع بیماری‌های مسری
 
شیوع بیماری‌های مسری و غیر مسری، قابل و غیرقابل درمان در اغلب كشورهای غربی مانند بیماری ایدز، بیماری‌های مقاربتی و امثال آن نتیجه آزادی جنسی است. اشاعه فحشا و رواج روزافزون فساد در میان مردم سبب بروز بیماری‌های مقاربتی و سرایت آن‌ها به دیگران گشته است. به قرار برخی از گزارش‌ها، قریب 75% زنان و 55% جوانان آلوده در جامعه امریكا مبتلا به بیماری‌های مسری هستند.(5)
 
5- افزایش سقط جنین
 
تعداد زیادی از زنان و دختران در عین به كارگیری وسایل جلوگیری از بارداری ناخواسته، به‌صورت غیر قانونی باردار می‌شوند. چنین افرادی از یك سو، تحت فشار نزدیكان خود قرار می‌گیرند و از سوی دیگر، با عوارض ناخواسته بارداری مواجه می‌شوند. از این‌رو، برای رهایی از این‌گونه فشارها اقدام به سقط جنین می‌كنند. در امریكا، فرانسه و دیگر كشورهای اروپایی برای سقط جنین مراكزی در نظر گرفته شده و یا در بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها به‌صورت رسمی این كار انجام می‌گیرد. طبق برخی از گزارش‌ها، با افزایش میزان سقط جنین در غرب طی یك سال در امریكا، 55% از كل سقط جنین‌های صورت گرفته مربوط به زنان و 45% آن مربوط به دختران مجرّد بوده كه هنوز ازدواج نكرده‌اند.(6)
 
6- افزایش فرزندان نامشروع
 
با وجود پیشرفت ابزارهای پیش‌گیری و درمان در غرب و استفاده زنان از آن‌ها، آمار تولید فرزندان نامشروع در جوامع غربی كم نیست. هر روز از كوچه‌ها و خیابان‌ها، راه‌روها، كارگاه‌ها، ایستگاه‌های قطار و ماشین، كنار سطل‌های زباله و دم در خانه‌ها نوزادانی پیدا می‌شوند كه بدون پدر و مادر به حال خود رها گشته‌اند. بنا به گزارشی، در سال 1961 میلادی در امریكا تعداد 400 هزار كودك سرراهی پیدا شدند كه فقط از دختران متولد شده بودند.(7) این رقم هر سال رو به افزایش است و هر روز بر تعداد فرزندان نامشروع افزوده می‌شود.
 
ناگفته نماند كه آن‌چه ذكر شد، دورنمای اندكی از اوضاع خانواده در غرب است كه جز نام بی‌محتوایی از آن باقی نمانده و در حال انحلال كامل به سر می‌برد. روند رو به افزایش جرم و جنایت در غرب مانند سقط جنین و سرقت، مهر و محبت را از جامعه زنان سلب كرده و آن‌ها را به انسان‌هایی بی‌رحم و قسیّ‌القلب مبدّل ساخته است كه كوچك‌ترین عاطفه‌ای در دل ندارند. جای بسی شگفتی است كه برخی از زنان و دختران در جوامع اسلامی آرزوی آزادی غرب را در سر دارند و می‌خواهند در مسیر انحطاط و ابتذال مطلق غرب قرار گیرند! فرو رفتن در فرهنگ منحط غرب، به معنای جدایی از همه ارزش‌های دینی و مذهبی است كه نجات از آن بسیار دشوار است.
 
خانواده در اسلام
 
نگرش اسلام به خانواده بر عكس مكاتب و دیدگاه‌های غیر اسلامی، كه نگاهی تك‌بعدی است، بسیار عمیق و همه‌جانبه است و تمام ابعاد آن از آغاز تا انتها، در همه مراحل مورد توجه بوده و در هر مورد دستورات لازم ارائه گردیده است. نحله‌های غیر دینی، خانواده را از زاویه خاصی مورد توجه قرار می‌دهند، به‌ویژه دانش‌های علمی امروز دانشگاه‌ها بر اساس نیاز خود به تجزیه و تحلیل خانواده می‌پردازند و به دیگر ابعاد آن توجه چندانی ندارند، غافل از این‌كه خانواده به‌عنوان یكی از بنیادی‌ترین نهادهای اجتماعی، در تمامی عرصه‌های زندگی بشر حضور دارد و باید به جوانب گوناگون آن پرداخت. به‌نظر می‌رسد این مسئله نقدی است بر همه دانش‌های علمی كه از آن‌ها نام برده شد.
 
اما اسلام ـ همان‌گونه كه گفته شد ـ نگاهی همه‌جانبه به نهاد خانواده دارد و آن را از زاویه‌های گوناگون مورد توجه قرار داده است. وقتی به متون اسلامی، به‌خصوص آیات و روایات مراجعه كنیم، در همه زمینه‌ها به دستوراتی برمی‌خوریم كه از همه جهات به تحكیم نهاد خانواده پرداخته است. قرآن كریم و احادیث اسلامی در مسائل اخلاقی، اجتماعی، تربیتی، روان‌شناختی و اقتصادیِ خانواده فراوان سخن گفته‌اند. اگر این مضامین به‌صورت دقیق و تخصصی استخراج و با یافته‌های علوم جدید منطبق گردند، تحول عظیمی در دانش خانواده به‌وجود خواهد آمد.
 
آن‌قدر كه اسلام به تحكیم بنیان خانواده اهمیت داده و در دستورات خود گام به گام آن را دنبال نموده است، مكتب‌های دیگر به استقرار خانواده بها نداده‌اند. اسلام پیش از همه، می‌خواهد یك فضای عاطفی و محبت‌آمیز در محیط خانواده پدید آید و روابط بین اعضای آن بیش از پیش پایدار گردد. خانواده‌ای از منظر اسلام خوش‌بخت است كه دوستی، صداقت و وفاداری بر فضای آن حاكم باشد؛ زیرا با اختلاف، بدبینی، و خودمحوری، شیرازه خانواده از هم می‌پاشد. خدای متعال ایجاد محبت و همدلی بین زن و شوهر را از نشانه‌های خود دانسته، می‌فرماید: «وَ مِن آیاتِه أن خَلَق لكم مِن انفسكم اَزواجا لِتسكُنوا اِلیها و جَعَل بَینكُم مَوّده و رَحمه؛ یكی از نشانه‌های خداوند این است كه برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در كنارشان بیارامید و میان شما و همسرانتان مودّت و رحمت برقرار ساخت».(8)
 
براساس بینش اسلامی، پیوند میان زن و مرد فراتر از یك غریزه بوده، منشأ فطری و الهی دارد كه از سرشت آدمی ناشی می‌شود. دستگاه عظیم خلقت چنان زوجین را به هم علاقه‌مند ساخته است كه حاضرند برای رفاه حال دیگری، رنج و زحمت را به جان خود بخرند تا همسر در آسایش زندگی كند. آفریدگار بشر كاری كرده است كه خودخواهی و تكروی در محیط خانواده به خدمت و همكاری تبدیل شود. وقتی زن و مرد عقد همسری بستند و قرار گذاشتند كه یك عمر با هم زندگی كنند، خود به خود عواطف خاصی نسبت به یكدیگر پیدا می‌كنند. این‌گونه روابط عاطفی بین آن دو، هم در تكوین و هم در تشریع موردنظر پروردگار است و هدف خداوند این است كه بین زن و شوهر، مهر و محبت بر قرار باشد تا در كنار هم احساس امنیت و آرامش نمایند. از این نظر، قوی‌ترین عامل دوام و رشد خانواده، «عاطفه» و محبت اعضای آن به همدیگر است و همه وظیفه دارند این عامل را تقویت كنند؛ به‌ویژه مرد خانواده، كه سرپرستی اعضای خانواده را به عهده دارد، باید فضای همدلی و همكاری را در محیط خانواده پدید آورد و اگر احیانا نارسایی یا كدورتی بین آن‌ها پدید آمد، بلافاصله به چاره و درمان آن بپردازد. به قول شهید مطّهری، اگر علاقه زن به شوهر از بین رفت، خانواده به‌صورت بیمار نیمه جان در می‌آید و اگر علاقه شوهر به زن خاموش شد، مرگ حیات خانوادگی فرامی‌رسد.
 
خلاصه و نتیجه‌گیری
 
آنچه در مورد خانواده و كاربرد آن در رشته‌های گوناگون علمی گفته شد، بیانگر اهمیت نهاد خانواده در زندگی فردی و اجتماعی انسان است. هر دانشی در علوم دینی و انسانی به نوعی، خود را ملزم به بررسی علمی و فنی مسائل خانواده می‌داند و در حوزه تخصصی خود در چارچوب معیّنی از آن سخن می‌گوید. همچنین به دست آمد كه مفهوم و تعریف «خانواده» در علوم گوناگون چندان تفاوتی با هم ندارد، منتهی هر یك طبق نیاز خود، جنبه خاصی از آن را مورد توجه قرار می‌دهد.
 
از مقایسه نظام خانواده در فرهنگ اسلام و غرب این نتیجه حاصل می‌شود كه بر خلاف ادعاهای غربیان در زمینه آزادی و حقوق بشر و امثال آن، حقوق خانواده در كشورهای غربی پایمال گردیده است و خانواده در اثر مشكلات فراوان فرهنگی و اجتماعی، رو به انحلال و نابودی می‌رود. عزّت، شرف، حیا و عفت، همه فدای آزادی تقریبا بی‌حد و حصر و بی‌بند و باری‌های روزافزون شده‌اند. با این وصف، متأسفانه برخی از زنان و مردان مسلمان فریفته زرق و برق ظاهری فرهنگ غرب شده‌اند و شب و روز تلاش دارند كه هر چه زودتر از فرهنگ اروپا و امریكا تقلید كنند! غافل از این‌كه پیروی از فرهنگ غرب به‌معنای خداحافظی با همه ارزش‌های دینی و انسانی یك ملت است. خلاصه آن‌كه هرچه عزّت، شرافت و خوبی است در فرهنگ ناب اسلام محمّدی است و در سایه آن سعادت دنیا و آخرت فرد تأمین می‌شود، به‌خصوص آن‌كه برنامه‌های تربیتی اسلام جسم و روح آدمی را پرورش می‌دهند و روحیه تعاون، وفاداری و كرامت نفس را در انسان پدید می‌آورند.
 
1. ر.ك: صابر احمدطه، نظام ‌الاسره فی الیهودیه و النصرانیه و الإسلام، قاهره، نهضه مصر للطباعه و النشر و التوزیع، 2003، ص 21.
 
2. عبدالرسول عبدالحسن الغفّار، المرأه المعاصره، مطبعه المهر، 1404 ق، ص 22.
 
3. همان، ص 23.
 
4. صابر احمد طه، پیشین، ص 21 الی 24.
 
5. عبدالرسول عبدالحسن الغفّار، پیشین، ص 25 / ص 26 / ص 27.
 
6. محمدتقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج 3، ص 28.
 
7. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 19، ص 30.
 
8. سوره مبارکه روم، آیه 29.

 

 

 

 

 

 

 

مناسبت ها

آخرین مطالب

عکس

 

   

 

گالری عکس

صوت و فیلم

اوقات شرعی



تازه های نشر

آمار بازدیدکنندگان

0000518715
امروزامروز67
دیروزدیروز4104
این هفتهاین هفته7839
این ماهاین ماه44276
کل بازدیدهاکل بازدیدها518715
www.ahoorae.com

آمار بازدید کنندگان به صورت مخفی

امروز59
دیروز89
این هفته148
این ماه1245
مجموع181511

آی پی بازدیدکنندگان : 54.80.180.248
Unknown ? Unknown Tue 19 Sep 2017 19:49