وب سایت سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

No Install Flashplayer

سه شنبه 4 مهر 1396
الثلاثاء 6 محرم 1439
Sep 26 2017

امام على (علیه السلام) و تربيت فرزند

 
مقدمه :
مقوله تربيت از ابتدايى‏ ترين و اساسى‏ترين نيازهاى زندگى بشرى‏است و نه تنها تربيت لازمه جدايى ناپذير زندگى كه متن آن بوده وبلكه زندگى ، از گهواره تا گورش جلوه‏اى از آن است . انسان تنهادر پرتو تربيت صحيح است كه به‏عنوان موجودى هدفمند و انديشه ورزبه اهداف وآرمانهاى خود دست‏يازيده و قله رفيع سعادت مطلوب‏خويش را فتح مى‏نمايد ; از اين رهگذر براى انسان مسلمان تربيت‏اسلامى ضرورتى مضاعف دارد زيرا انسانى كه گردنبند مرواريد دانه‏دين و بندگى خالق متعال رابر گردن آويخته جز در پرتو تربيت‏صحيح اسلامى به مدال افتخار عبوديت و تسليم نائل نمى آيد ، ازسويى ديگر چنين انسان مسلمانى براى پيمودن راه سعادت و بندگى‏احتياج به الگوهاى مطمئن عملى دارد تا با نصب‏العين قراردادن‏ديدگاههاو سيره عملى آنان ، هم راه صحيح بندگى و سعادت رابپيمايد و هم در اين وادى سريعتر گام نهد و سريعتر به مقصدنايل آيد ، از اين رو معصومين (عليهم السلام) كه از گوهر عصمت‏و مصونيت از خطا و اشتباه برخوردارند . بهترين و مطمئن‏ترين‏الگوهاى تربيتى بوده و ارائه ديدگاههاو كشف و عرضه سيره تربيتى‏آنان يك ضرورت انكارناپذير براى پويندگان عرصه تعليم و تربيت‏اسلامى است و در اين ميان ، ارائه ديدگاههاو سيره تربيتى امام‏على (ع) كه خود «اب الائمه‏» و سرسلسله جانشينان به‏حق نبوى‏و سرآغاز تجليگاه امامت معصومين (عليهم السلام) و نخستين‏تشكيل دهنده حكومت اسلامى علوى است . بر ضرورت اين كار مى‏ افزايد .
 
مبحث‏ اول : اهميت تربيت فرزندان و ضرورت تسريع در آن و هدف‏نهايى از آن
 
الف) اهميت تربيت فرزندان : 
تربيت از حياتى ترين ابعاد زندگى انسان است و در پرتو آن ،انسان به سعادت مطلوب نائل مى‏آيد . بزرگ مربى اسلام ، على (ع)در سخنان دربار خود بارهاوبارها از اين امر مهم پرده برداشته وآثار و نتائج مثبت تربيت فرزند و پيامدهاى منفى بى‏توجهى به آن‏را بيان داشته‏اند . اما پيش از بيان ديدگاههاى حضرت در اين‏زمينه ، مناسب است نوع نگرش و برداشت آن حضرت را از فرزندارائه نمائيم . بر خلاف برداشت و نگرش برخى افراد كه از فرزندبيشتر به عنوان ابزارى براى پاسخگويى به نياز عاطفى والدين ونيز عضوى براى تامين و خدمت‏به خانواده و مايه فخر و مباهات‏والدين نگريسته مى‏شود ، امام على (ع) به فرزند بسى فراتر ازاين نگريسته و آن را عطيه‏اى الهى بر شمرده‏اند كه در پرتو توجه‏و تربيت والدين به رشد كافى رسيده و در پى نيكوكارى و احسان به‏والدين بر مى‏آيد . در نهج‏البلاغه آمده است كه : «در حضور امام ‏على (ع) مردى به ديگرى تولد پسرش را اين چنين تبريك گفت : «گوارايت ‏باد رزمجويى سواركار !» آن حضرت از نوع تبريك گفتن ‏او نهى نمود و تبريك گفتنى اين چنين رابه او توصيه نمود : «اميد كه بخشنده‏اش را سپاسگزار باشى و اين عطيه الهى مباركت‏باد، او به رشد دلپذير برسد و تونيز ازنيكى و خيرش بهره‏مند شوى .» (1)
پس از آن كه از نگرش على (ع) نسبت‏به فرزند آگاه ‏شديم ، اينك به آثار و نتايج تربيت فرزند از ديدگاه آن حضرت‏ اشاره مى‏كنيم ; آن حضرت درسخنى كوتاه و در عين حال عميق و ظريف، تربيت و ادب‏ آموزى را ميراثى بى مانند تلقى نموده‏اند . معمولا با در گذشت انسان ، نگهبان ميزان و مقدار ميراث به ارث گذاشته ‏او معطوف است و چنانچه فردى متمول و ثروتمند باشد ، اقلامى ازميراث همانند زمين ، خانه و ماشين در نظر كوته نظران ، بزرگ ومهم جلوه مى‏نمايد اما از ديدگاه امام مربيان ، على (ع) ،ميراثى به مانند ادب و تربيت وجود ندارد «لاميراث كالادب‏» (2) و هرگز املاك و دارايى‏هاى باقيمانده مادى ، قابل مقايسه باميراث گرانبهاى ادب و تربيت صحيح براى فرزندان نيست . واز اين‏روست كه در سخنى ديگر ، آن حضرت فرمود : «گرانبهاترين چيزى كه ‏پدران براى فرزندانشان به ارث مى‏گذارند ، ادب است .» (3)
 
على (ع) ثمره و محصول تربيت صحيح را پرورش فرزند صالح وپيامد بى ‏توجهى به امر خطير تربيت را «رشد يافتن فرزند ناصالح‏» برشمرده و براى هريك از اين دو ، آثار و نتائج مثبت و منفى‏بيان نموده‏اند . از ديدگاه آن حضرت فرزند صالح مايه انس وآرامش والدين است لذا مى‏فرمايد : «انس و آرامش در سه چيز است: همسرى كه با شوهرش توافق داشته باشد ، فرزندى كه صالح باشد وبرادرى كه موافق و هم راءى انسان باشد .» (4) همچنين درسخن ديگرى فرزند صالح را نيكوترين يادگار و بلكه مساوى با همه‏يادگارهاى باقيمانده از والدين ، معرفى مى‏نمايد : «الولدالصالح احد الذكرين‏» مرحوم خوانسارى در ترجمه و شرح خود بر«غررالحكم و دررالكلم‏» ذيل اين حديث مى‏گويد : «فرزندصالح نيكوتر دو ياد است ; يعنى اسباب ياد كسى به نيكويى دوتاست: يكى فرزند صالح كه از او بماند و ديگرى ساير اسباب او . 
فرزند صالح نيكوتر از همه آنهاست‏ يا اينكه فرزند صالح را با هرسببى بسنجند ، از آن سبب نيكوتر است‏» (5) از سويى ديگر آن حضرت آثار سو و پيامدهاى منفى پرورش فرزندناصالح را مورد توجه قرار داده و همه رهروان‏صديق خود را از بى‏توجهى به تربيت صحيح فرزندان برحذر داشته‏است . ايشان در سخنى فرزند ناصالح را مايه نابودى شرف و بلندى‏مرتبه پدران خود و عيبناك كننده پيشينيان خود معرفى مى‏نمايد . (6) و در كلامى ديگر از فرزند ناصالح به آلوده كننده‏پيشينيان‏خود و فاسد كننده اولاد و بازماندگان ياد مى‏كنند . (7) همچنين‏در سخنى ديگر او را مايه محنت و شومى دانسته (8) و در بيانى‏بليغ ، فرزند ناخلف را شديدترين مصيبتها معرفى نموده‏اند (9) . فرزند ناصالح نه تنها خويشتن خود را گم نموده و گوهر بندگى وانسانيت‏خويش را از دست مى‏دهد ، كه گاهى ممكن است پدر صالح وشايسته را به انسانى ناصالح مبدل گرداند ; على (ع) درباره‏زبير فرمود : «پيوسته زبير مردى از ما اهلبيت (عليهم السلام) بود تا اينكه فرزند شوم و ناخلف او عبدالله بزرگ شد (و اورا از ما جدا كرد .» (10) 
ب) ضرورت تسريع در تربيت فرزندان از ديدگاه امام على (ع): 
براى موجوداتى كه در طريق تغيير ، تحول ، رشد و تكامل هستندمعمولا موسم مناسبى وجود دارد كه در آن به بهترين و مناسب‏ترين‏رشد خود مى‏رسند و آثار مورد انتظار از آنها تجلى مى‏يابد ، گلهادر موسم بهار مى‏رويند ، چشمه ها در فصل زمستان جارى مى‏شوند . 
ابرها در زمستان بارور مى گردند و قطرات بارانش ميهمان زمين‏مى‏گردند و . . . تربيت فرزند نيز موسم مناسب خود را دارد كه درآن بهتر و آسانتر به بار مى‏نشيند . موسم مناسب تربيت ، دراوايل زندگى يعنى دوره كودكى ، نوجوانى و عنفوان جوانى است ،آنگاه كه فرزند هنوز قلبى آسمانى و بى‏آلايش دارد ، آنگاه كه‏هنوز هواهاى نفسانى و خواهشهاى غير انسانى به سرزمين وجود اوهجمه نياورده ، آنگاه كه هنوز پليدى‏ها و زنگارها ميهمان‏ناخواسته دل او نگشته و كشتزار دل او آماده پذيرش هر بذرى است. از سوى ديگر والدين به عنوان مهمترين مربيان فرزندان خود نيزهميشه فرصت و حوصله تربيت كه امرى ظريف و در عين حال پيچيده‏است . را ندارند زيرا آنگاه كه بهار عمر والدين به روزهاى آخررسيد و ضعف و سستى بر آنان مستولى گشت و حافظه‏شان چونان جسمشان‏به ضعف و نقصان گرائيد توان تربيت و راهنمايى مفيد رانداشته واز ايفاى نقش مربيگرى براى فرزندان عاجز مى‏گردند .
على (ع)مربى بزرگ بشريت در منشور تربيتى خود به امام حسن مجتبى (ع)در به اين نكته مهم و ظريف توجه نموده و ديدگاه تربيتى‏ گرانسنگى ارائه نموده است ; آن حضرت فرموده ‏اند : «فرزنددلبندم ! چون ديدم ساليانى راپشت‏ سر نهاده و به سستى درافتاده ‏ام ، بدين وصيت‏ براى تو مبادرت نموده ‏ام و خصلتهايى رادرآن بر شمردم پيش از آنكه مرگ بشتابد و مرا دريابد و آنچه درانديشه دارم به تو ناگفته ماند يا انديشه‏ام همچون تنم نقصان‏بهم رساند يا پيش از نصيحت من پاره‏اى خواهشهاى نفسانى بر توغالب گردد يا فريبندگيهاى دنيا تو را بفريبد و همچون شترى‏گريزان و نافرمان باشى . و به‏درستى كه دل جوان همچون زمين‏ناكشته است ، هرچه درآن افكنند ، بپذيرد . پس به ادب آموختنت‏پرداختم پيش از آنكه دلت‏سخت‏شود و خردت هوايى ديگر گيرد . . .» (11) و در قسمت ديگر آن ، مى‏فرمايد : «. . . چون به كارتو چونان پدرى مهربان عنايت داشتم و بر ادب آموختنت همت گماشتم، چنان‏ديدم كه اين عنايت در عنفوان جوانى‏ات به كار رود و دربهار زندگانى كه ‏نيتى پاك دارى و نفسى صاف و بى‏آلايش ...» (12) 
 
 
ج) هدف نهايى از تربيت فرزند : 
در نظام تربيتى اسلام بحث اهداف از كليدى‏ترين مباحث‏بوده وجايگاه مهمى در آن دارد چرا كه بدون داشتن هدف و تعيين آن ،امكان برنامه ريزى و نيز ارزيابى فعاليتهاى تربيتى به آسانى‏ممكن نيست . در تربيت فرزندان آن هم در جامعه اسلامى ، داشتن‏هدفهاى الهى بسى مهم و تعيين كننده است . 
اكنون سوال اين است كه در نظام تربيتى اسلام هدف از تربيت چه‏بايد باشد ؟ آيا هدف صرفا توليد نسل و افزودن بر اعضاى جامعه‏است ؟ آيا هدف صرفا پرورش فرزند سالم است ؟ آيا هدف تربيت‏نيروى انسانى براى تداوم جامعه اسلامى و به انجام رسانيدن امورآن است ؟ و يا اينكه علاوه بر اينها ، اهداف مهمتر و مقدسترى‏وجود دارد ؟ و بالاخره از ديدگاه بزرگ مربى اسلام ، على (ع)هدف از داشتن فرزند و تربيت آن چيست ؟ 
بانگاهى به ديدگاهها و سيره تربيتى على (ع) آشكار مى‏شود كه‏در نظام تربيت اسلامى هدف نهايى از تربيت ، رسيدن فرزند به مقام‏اطاعت وعبوديت الهى است ، هدف نهايى ، تربيت انسانى است كه‏مطيع پروردگار و تسليم درآستان او باشد . اميرمومنان على (ع)درضمن حديثى پيش از تولد فرزند ، هدف نهايى از تربيت را به‏طورغير مستقيم بيان نموده و به‏راستى آن حضرت در سفره تربيتى خويش‏بدين هدف تحقق بخشيده و فرزندان خود را با توجه به آن ، تربيت‏نموده‏اند . مرحوم ابن‏شهرآشوب به سند خود از آن حضرت نقل مى‏كندكه فرمود : «من از خداوند خويش طلب فرزندان زيبا چهره ونيكوقامت ننموده‏ام ، بلكه از پروردگارم خواسته‏ام تا فرزندانم‏مطيع او باشند و از او بترسند تا اينكه وقتى با اين صفات به‏آنها نظر افكنم مايه چشم روشنى من باشند .» (13) 
 
 
مبحث دوم : ابعاد تربيت از ديدگاه و سيره امام على (ع) : 
 
انسان موجودى است كه از ابعاد گوناگون برخوردار است و به تبع‏آن تربيت نيز ابعادى دارد كه خود به اقسامى تقسيم مى‏گردد :تربيت اخلاقى ، تربيت دينى ، تربيت جسمانى ، تربيت اجتماعى و . 
. . درسيره تربيتى نخستين امام شيعيان نيز اين ابعاد و انواع‏تربيت مورد توجه واقع گرديده با بررسى كامل و مفصل هر يك ازاين ابعاد و انواع ، نيازمند ارايه يك مقاله مستقل وبلكه يك‏كتاب است ولى از آنجا كه موضوع اين مقاله ، عام بوده وامكان‏بررسى مفصل هركدام دراين مقاله وجود ندارد ، به‏ ناچار بصورت‏ اشاره واگذرا بدان نظر مى‏افكنيم . 
الف : تربيت دينى : 
مراد ما از تربيت دينى محدوده خاصى است ، هر چند تربيت دينى‏به‏يك معنا بسيار عام و گسترده است و شامل همه ابعاد وجودى‏انسان مى‏گردد اما در اينجا ، مراد از تربيت دينى ، مقابل تربيت‏اخلاقى ، اجتماعى و ساير ابعاد است و عمدتا حوزه مربوط به عقايدو احكام عبادى از دين را شامل مى‏گردد . تربيت دينى به اين معنادر سيره تربيتى امام‏على (ع) از اهميت‏خاصى برخوردار است و درذيل به نمونه‏هايى از آن اشاره مى‏كنيم : 
1 - نماز : 
يكى از بارزترين مصاديق تربيت دينى و بلكه مهمترين نمود آن‏در حوزه احكام و عبادات ، نماز است . نماز بزرگترين فريضه‏الهى‏وپيش درآمد قبولى ساير اعمال و عبادات است . على (ع) در طول‏عمر با بركتشان زيباترين جلوه‏ها را در نماز به‏نمايش گذاشتند ،او در حالت جنگ و صلح ، بيمارى و سلامت ، در خانه و مزرعه ،برمسند حكومت و خانه‏نشينى 25 ساله و در همه حالات و شرائط ،نماز مهمترين عمل او بود و فرزندان خود رابدان سفارش مى‏نمود . 
در وصيتى به امام حسن (ع) و تمامى خانواده و فرزندانش آنهارابه نماز سفارش كرده مى‏فرمايد : «از خدا بترسيد ، از خدابترسيد درباره نماز زيرا كه نماز بهترين كارهاو ستون دين شماست‏» (14) او نه تنها خود و فرزندانش به نماز اهميت مى‏دادند كه‏همه پيروان وشيعيان خود را به تعليم نماز به فرزندان و سعى درتشويق آنان به مدوامت‏بر آن ، فرا خوانده‏اند . آن حضرت فرمود :«علموا صيسانكم الصلوه و خذوهم بها اذا بلغوا الحلم‏» «دركودكى به فرزندانتان نماز راتعليم دهيدو هنگام بلوغ ، آنان رابه نماز وا داريد .» (15) فريضه‏نماز درتربيت دينى چنان مهم‏است كه حتى در پيش از بلوغ ، تنبيه مختصر فرزند به‏خاطر ترك آن، روا دانسته شده است . على (ع) خطاب به يكى از اصحاب فرمود: «كودكان اهل خانه‏ات را با زبان به نماز و طهارت تاديت نماو وقتى به سن ده سالگى رسيدند ، آنان را بر ترك آن ، تنبيه‏بدنى نما ولى از سه بار بيشتر تجاوز نكند .» (16) نكته‏قابل توجهى كه در اين دو حديث وجود دارد ، توجه حضرت به مراحل‏تربيت و نيز روش آشنا نمودن فرزندان با نماز و اقامه آن است ،زيرا در مورد نماز بين دوره كودكى و بلوغ فرق گذاشته‏اند ، دردوره كودكى تاقبل از ده سالگى فقط سفارش به آموزش و تعليم نمازنموده‏اند و تنها به اقدام زبانى و سفارش كلامى اكتفا نموده‏اند ،در اين مرحله تاكيد بر آمادگى و زمينه سازى براى اقامه نمازشده است . اما در سن ده سالگى هر چند هنوز به‏حد بلوغ نرسيده‏اما بعلت رشد مناسب كودك در اين سن و تا حدودى رسيدن به سن‏تمييز و تشخيص ، تاكيد عملى بر اقامه نماز است و آنگاه كه به‏سن بلوغ رسيدند تاكيد بر واداشتن آنها به نماز و ترك نكردن آن‏است . 
2- آموزش قرآن : 
قرآن كتاب آسمانى و مهمترين منبع اسلامى است ، قرآن سرچشمه‏معارف الهى است و در تربيت دينى جايگاهى بس عظيم دارد . على (ع) در نامه تربيتى خود به فرزندش امام‏حسن (ع) بعد از آنكه‏براهميت تربيت و تسريع در آن تاكيد مى‏نمايند ، نخستين اقدام‏خود را تعليم و آموزش قرآن و معارف و احكام حلال وحرام آن بيان‏مى‏كند : «. . . وان ابتدئك بتعليم كتاب‏الله و تاويله وشرايع‏الاسلام و احكامه و حلاله و حرامه لا اجاوز ذالك بك الى غيره . . . » ، «نخست تو را كتاب خدا بياموزم وتاويل آن رابه‏تو تعليم‏دهم و شريعت اسلام و احكام آن را از حلال و حرام بر تو آشكارسازم و (درآغاز) به چيزى غير از قرآن نپردازم .» (17) همچنين آن حضرت در توصيه به فرزندش محمدبن حنيفه ، فرمود : «. . . برتو باد به خواندن قرآن و عمل كردن به آنچه در آن است واينكه به مقررات و دستورات حلال و حرام آن و امر و نهى آن‏پايبند باشى . همچنين خواندن قرآن رادر شب و روز و هنگام تهجدبرخود لازم بدانى چرا كه قرآن عهدنامه‏اى‏است از سوى خداوند تبارك‏و تعالى به خلق خود ، پس واجب است‏بر هر مسلمانى كه در هر روزبه عهدنامه خود بنگرد ولو پنجاه آيه باشد .» (18) 
3- تعليم دعا : 
در تربيت دينى ، دعا و درخواست از خداوند جايگاه ويژه‏اى دارد. دعا ابزارى است كه بنده را به خالق پيوند مى‏دهد و از طريق آن، نيازهاى فردى و درونى خويش را با خداوند قادر متعال در ميان‏مى‏گذارد و در پرتو آن به سكون و آرامش نايل مى‏آيد . على (ع)در سيره تربيتى خويش به عنصر دعا اهميت زيادى قائل شده‏اند . آن‏حضرت هم دعاهايى را به فرزندان خود تعليم مى‏دادند و هم آنان رابر مداومت‏بر آن توصيه مى‏نمودند . امام حسين (ع) مى‏فرمايد :«پدرم مرا به خواندن دعاى جوشن كبير و حفظ و بزرگداشت آن‏توصيه نمودند و سفارش كردند كه در هنگام وفاتشان آن را بركفنشان بنويسم و آن را به خانواده‏ام تعليم دهم و آنان را برخواندن آن برانگيزانم .» (19) 
هر چند در روايات براى دعا اوقات خاصى بيشتر مورد تاكيدقرار گرفته و برخى دعاهاى خاص در اوقات خاص وارد شده ، اما على(ع) در سيره تربيتى خود هر فرصت مناسب را مغتنم شمرده و به‏تعليم دعا به فرزندانش پرداخته ، براى نمونه در هنگام غذاخوردن فرزندش امام مجتبى (ع) را به دعايى هميشگى سفارش نموده‏و در ضمن آن به نقش تغذيه و سلامتى جسمانى براى انجام عبادات ونيز وسيله بودن غذا براى توان عبادت بيشتر ، اشاره مى‏نمايد ;آن حضرت فرمود : «فرزندم ! هيچ لقمه سرد يا گرمى را مخور وهيچ شربت‏يا جرعه آبى را منوش الا اينكه قبل از خوردن و آشاميدن، اين دعا را بخوانى «اللهم انى اسئلك فى اكلى و شربى السلامه‏من وعكه والقوه به على طاعتك و ذكرك و شكرك فيما بقيته فى بدنى‏و ان تشجعنى بقوته على عبادتك و ان تلهمنى حسن التحرز من‏معصيتك . .» (20) امام على (ع) به دليل اهميت دعا و نقش‏آن در تربيت دينى ، نه تنها در طول زندگى خويش به فرزندان خودتعليم دعا مى‏نمودند بلكه در واپسين لحظات عمر خويش و در هنگام‏احتضار نيز از اين امر غافل نبودند ، چنانكه در همان حالت‏حساس‏احتضار به فرزند خويش امام‏حسن(ع) دعايى راتعليم نموده‏اند (21) . 
4 - آشنايى با علوم اهلبيت (عليهم السلام) 
آشنا نمودن فرزندان با علوم اهلبيت (عليهم السلام) و سخنان‏و عقايد مربوط به آنان ، از جمله عناصر مهم تربيت دينى درفرهنگ شيعى و علوى است . بر والدين ضرورى است كه ضمن آشنانمودن اجمالى آنان با مذاهب اسلامى عقايد حقه شيعه را به آنان‏تعليم دهند و بذر محبت اهلبيت (عليهم السلام) را در دلهاى‏آنان بيفشانند و آنان را با معارف غنى ، متقن و روشنگر اهلبيت(عليهم السلام) آشنا نمايند . تعليم معارف و محاسن دانش ناب‏اهلبيت (عليهم السلام) به فرزندان آنها را در حريم امن عقيده‏قرار داده و از آثار شوم هجوم عقايد و انديشه‏هاى ناپاك مصون‏مى‏دارد . مرحوم صدوق با سند خود در حديث چهارصدگانه از على (ع) نقل كرده است كه حضرت فرمود : «علموا صبيانكم من علمناماينفعهم الله به لاتغلب عليهم المرجئه براءيها» ، «به‏كودكان خود آن مقدار از دانش ما كه به‏حال آنان مفيد است ،تعليم دهيد تا انديشه و نظر مرجئه (22) برآنان غالب نگردد . » (23) 
5- رعايت آداب و سنن اسلامى در هنگام تولد فرزند : 
در سيره تربيتى معصومين (عليهم السلام) از لحظه تولد نوزاد، فعاليتهاى تربيتى آغاز مى‏گردد و با اينكه نوزاد توان بالفعل‏درك اشياء و اعمال را ندارد اما در عين حال انجام برخى آداب ومراسم براى تربيت صحيح او درآينده موثر است ، از اين رو على (ع) در ضمن حديث چهارصدگانه خود به اصحابش ، آنان را به انجام‏اين آداب در هنگام ولادت فرزندانشان توصيه نموده‏اند : «. . .در روز هفتم براى فرزندانتان عقيقه نماييد و به مقدار وزن‏موهاى سر فرزندتان نقره صدقه دهيد . رسول خدا (ص) نسبت‏به‏حسن و حسين و ساير فرزندانش اينچنين رفتار نمود .» (24) ودر قسمت ديگر حديث مى‏فرمايد : «فرزندان خود را روز هفتم ختنه‏كنيد و گرما و سرما شما را از اين كار بازندارد كه اين باعث‏پاكيزگى بدن نوزاد است . . .» (25)
________________________________________________________
1- نهج‏البلاغه، قصارالحكم، شماره‏354 و عبدالمجيد معاديخواه،فرهنگ آفتاب، ج‏7،ص‏3902. 
2- خوانسارى، محمد، شرح غررالحكم و دررالكلم آمدى، ج‏6، ص‏353. 
3- همان، ج‏3، ص‏438. (خير ما ورث الآباء الابناء الادب). 
4- همان، ج‏2، ص‏141. (الانس فى ثلاثه، الزوجه الموافقه‏و الولد الصالح و الاخ الموافق). 
5- همان، ص‏23. 
6- همان، ج‏6، ص‏222 (ولد السوء يهدم الشرف و يشين السلف). 
7- همان، (ولد السوء يعر السلف و يفسد الخلف). 
8- همان، ج‏6، ص‏224 (ولد عقوق محنه و شوم). 
9- همان، ج‏2، ص‏392 (اشد المصائب سوء الخلف). 
10- نهج البلاغه، قصار الحكم، شماره‏453 (قال(ع):ما زال الزبير رجلا منا اهل البيت‏حتى نشا ابنه المشووم‏عبد الله). اين حديث در برخى از نسخ موجود نهج البلاغه مثل شرح‏ابن ابى الحديد و شرح نهج البلاغه علامه خويى و ما آن را ازمعجم المفهرس نهج البلاغه اثر محمد دشتى، ص‏124 نقل كرده‏ايم كه‏تحت‏شماره 453 در قصار الحكم آمده است. 
11- نهج البلاغه، نامه‏31، با استفاده از ترجمه نهج البلاغه اثردكتر سيد جعفر شهيدى، ص‏297. 
12- نهج البلاغه، همان با استفاده از ترجمه دكتر شهيدى، ص‏298. 
13- مجلسى،محمد باقر، بحار الانوار، ج‏104، ص‏98. 
14- رسولى محلاتى، هاشم، وصايا الرسول و الائمه (عليهم‏السلام)با ترجمه فارسى ، ص‏184. 
15- خوانسارى، محمد، شرح غرر الحكم و درر الكم، ج‏4 ص‏353. 
16- محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ج‏1،ص‏75 به نقل ازتنبيه الخواطر و نزهه الناظر، ص‏390. 
17- نهج البلاغه، نامه‏31،با استفاده از ترجمه دكتر شهيدى،ص‏298. 
18- راجى قمى، محمد،پندهاى پدران به فرزندان، ص‏162 و 163. 
19- مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج‏91، ص‏384 و مستدرك‏الوسائل، ج‏2، ص‏232. 
20- طبرسى، حسن بن فضل، مكارم الاخلاق، ص‏74. 
21- ر.ك: مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج‏92 ص‏179. 
22- المرجئه فى مقابله الشيعه، من الارجاء بمعنى التاخيرلتاخيرهم عليا(ع) عن مرتبته و قد يطلق فى مقابله الوعيديه(ر.ك: الكافى، ج‏6، ص‏47) و نيز ر.ك: طريحى، مجمع البحرين ج‏1،ذيل ماده «رجاء». 
23- حسر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏197 به‏نقل‏از خصال صدوق، ج‏2، ص‏157 و ابن‏شعبه حرانى، تحف‏العقول، ص‏68. 
24- صدوق، محمد بن على بن الحسين، الخصال، ترجمه و تصحيح‏احمد فهرى، ص‏751. 
25- همان، ص‏776 و حر عاملى، وسائل الشيعه، ج‏15،ص‏153.

 

 

 

 

 

 

 

مناسبت ها

آخرین مطالب

عکس

 

   

 

گالری عکس

صوت و فیلم

اوقات شرعی



تازه های نشر

آمار بازدیدکنندگان

0000544956
امروزامروز1676
دیروزدیروز1392
این هفتهاین هفته20112
این ماهاین ماه70517
کل بازدیدهاکل بازدیدها544956
www.ahoorae.com

آمار بازدید کنندگان به صورت مخفی

امروز7
دیروز63
این هفته70
این ماه1672
مجموع181938

آی پی بازدیدکنندگان : 54.224.210.130
Unknown ? Unknown Tue 26 Sep 2017 05:15