وب سایت سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

No Install Flashplayer

شنبه 5 اسفند 1396
السبت 9 جماد ثاني 1439
Feb 24 2018

آیا می شود امام معصوم و پیامبر را نقد نمود؟

 
 
ابتدا باید ببینیم که منظور از «نقد» چیست؟
 

نقد در لغت:

این کلمه از کلمات عربی است با معنای فارسی آن در ارتباط است:
 
در فرهنگ عربی-فارسی ابجدی اینگونه آمده است:
 
کلام را نقد کرد: نارسائیها یا محسنات گفتار را بیان کرد.
 
بر شعر انتقاد کرد: لغزش شعر را بر شاعر آشکار کرد.
 
بر کلام انتقاد کرد: عیوب و محاسن سخن را آشکار کرد.[۱]
 
در فرهنگ فارسی معین اینگونه آمده است:
 
(نَ) [ ع . ] ۱ – (مص م .) جدا کردن خوب و سره از بد و ناسره .
 
به لحاظ ادبی: تشخیص معایب و محاسن اثری ادبی.
 
در فرهنگ فارسی عمید نیز اینگونه بیان شده است:
 
(اسم مصدر) ظاهر ساختن عیوب یا محاسن کلام.
 
بنابراین:
 
نقد و انتقاد در لغت به معنی ارزیابی، بررسی، شناسایی نمودن، زیر و رو کردن، عیب ها را نمایاندن و پنهان ها را رو کردن است.[۲]
 

در اصطلاح:

در اصطلاح، وارسی و بررسی نوشتار، گفتار یا رفتاری برای شناسایی و شناساندن زیبایی و زشتی، بایستگی و نبایستگی، بودها و نبودها و درستی و نادرستی آنها است. هدف اصلی یک منتقد از نقد همان هدفی است که یک پزشک در معاینه بیمار دنبال می کند. [۳]
 
یک نکته کلیدی:
 
گاهی وقت ها ما وقتی از یک کلمه استفاده می کنیم فقط همان معنایی که در لغت هست، به ذهن نمیاد بلکه معنای خاصی را به دنبال خودش می آورد.
 
مثلا به کلمه«دراز» توجه بکنید!
 
اگر ما یک فردی را با این کلمه توصیف کنیم ، از ما ناراحت می شود چون این کلمه بین ما ایرانی ها، یعنی در فرهنگ عامیانه مان یک بار معنایی منفی دارد.
 
کلمه «نقد» هم از این دست کلمه هاست که در لغت و اصطلاح یک معنا دارد ولی در فرهنگ عامیانه ی ما یک معنای دیگری برای این کلمه هست:
 
در بین ما:
 
 برای کلمه«نقد»، معنی «ایرادگیری» و «عیب جویی» تنها را پیدا کرده است؛ همان طور که بعضی ها گمان می کنند نقد هم یعنی همین.[۴]
 
حالا که فهمیدیم نقد یعنی چه؟
 
معنای این سؤال این می شود:
 
آیا می توان بر پیامبر و امام معصوم ایراد گرفت؟
 
آیا می شود که بر پیامبر اعتراض کرد که چرا فلان کار را کردی ؟
 
چرا فلان حرف را زدی؟
 
آیا می توان عیوب کارهای پیامبر و امام معصوم را بیان کرد؟
 
اما جواب:
 
این سؤالات به این سؤال برمی گردد که آیا پیامبر و امام معصوم اشتباه می کند؟ آیا خطا می کند؟ آیا پیامبر و امام معصوم دچار نسیان و سهو وخطا می شوند؟
 
نظرات :

 

اهل سنت:

معتزله: ارتکاب صغیره را برای او جائز می داند.
 
حشویه: ارتکاب صغیره و کبیره (به استثنای کفر و دروغ) را برای پیامبر جائز می دانند.
 

شیعه:

قریب به اتفاق علمای شیعه می فرمایند: دلیل عقلی و عملی، هرگونه سهو را از پیامبر مبرا می دارد. و چون مسأله اعتقادی است نمی توان به اخبار واحد، مبتنی بر سهو پیامبر استناد کرد و در مسائل اعتقادی فقط استدلال علمی معتبر است و تا خبر متواتر علمی نباشد، کارساز نیست.
 

دلیل عقلی:

دلیل اول قاعده نقض غرض است:

و بیان این دلیل اینست که اگر امام معصوم نباشد فوائدى که بر وجود او مترتب است تحقق نیابد و غرض و مقصودى‏ که موجب نصب اوست حاصل نگردد، و نقض غرض (حاصل نشدن مقصود) بر خدا محال است، زیرا مستلزم جهل و یا عجز شود و جهل و عجز در ساحت قدس واجب الوجود راه ندارد.[۵]
 

دلیل دوم قاعده عدل است:

و بیانش اینست که معصوم بودن امام داراى مصالح بسیار و فوائد بیشمار است (چنانچه بمقدارى از آنها اشاره شد) و از هرگونه مفسده و زیان خالى میباشد، بنابراین بمقتضاى عدل بر خداوند واجب است که امام را معصوم قرار دهد چه در ترکش مفسده حاصل شود- یعنى- تقویت این مصالح میشود و بر خدا قبیح است.[۶]
 
علامه طهرانی می فرمایند:
 
درباره پیمبران مى‏گوئیم که عصمت مورد کلام در سه موضوع است:
 
اول در موضوع تلقّى وحى یعنى قلب پیغمبر باید طورى باشد که در حال نزول وحى خطا نکند و وحى را همانطور که وارد است به خود بگیرد، و در تلقّى کم و زیاد ننماید، و قلب پیغمبر، وحى را در خود به صورت دیگر غیر از حقیقت واقعیّه خود جلوه ندهد.
 
دوم در موضوع تبلیغ و رساندن وحى است، یعنى پیغمبر همانطور که وحى را گرفته است همانطور باید برساند، در اداء و رساندن نباید دچار خطا و اشتباه گردد، نباید وحى را فراموش کند یا در اداء آن کم و زیاد نموده غیر از صورت واقعى خود آن را به امّت خود تبلیغ نماید.
 
سوم در موضوع معصیت و گناه است، یعنى هر چه مخالف با مقام عبودیّت و منافى احترام و موجب هتک مقام مولى است نباید از او سرزند، چه راجع به گفتار باشد یا راجع به افعال،
 
 و بطور کلّى این سه مرحله را مى‏توان به یک جمله اختصار نمود و آن وجود امریست از جانب خدا در انسان معصوم که او را از خطا و گناه مصون دارد.[۷]
 

دلایل نقلی:

عصمت پیامبرصلی الله علیه و آله :
 
« ما ضَلَّ صاحِبُکُمْ وَما غَوى * وَما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْیٌ یُوحى» صاحب شما (محمّد مصطفى صلى الله علیه وآله) گمراه و در ضلالت نیست و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى گوید و سخنش جز وحىِ الاهى نیست.
« وَما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» آن چه رسول خدا براى شما آورد (و امر کرد) آن را بگیرید (و اطاعت کنید) و از آن چه شما را نهى کرد، بپرهیزید.
عصمت اهل بیتعلیهم السلام :
 
آیه تطهیر:خداوند متعال در شأن پنج تن اصحاب کساء مى‌‏فرماید: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»؛ خدا چنین مى‏‌خواهد که هر رجس و پلیدى را از شما خانواده نبوت ببرد و شما را از هر عیب، پاک و منزّه گرداند.
آیه اولوالامر: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً.» اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و صاحبان امر خودتان را. و چون در امرى اختلاف کردید ، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید ، به خدا و پیامبر رجوع کنید. در این خیر شماست و سرانجامى بهتر دارد »(النساء:۵۹)
.حدیث الثقلین که متواتر است که پیامبر اکرم- صلّى اللّه علیه و آله- فرمودند: «إنّی تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه و عترتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا أبدا» من دو چیز گرانبها را در میان شما به جا می گذارم که آن دو چیز کتاب خدا و اهل بیت من هستند. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید (و به آندو عمل کنید) هیچگاه گمراه نمی شوید.
حدیث سفینه :حدیثى که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله فرمود: «مثل أهل بیتی مثل سفینه نوح، من رکبها نجى ومن تخلّف عنها غرق» مثال اهل بیت من مانند کشتى ]نجات[ نوح است، هرکس سوار شود نجات یابد، و هر کس دورى کند غرق مى شود.
حال ما از شما مخاطب عزیزمان می پرسیم :
 
با توجه به مطالب بالا :
 
آیا می توان بر پیامبر و اهل بیتعلیهم السلام عیب و خطایی را گرفت؟
 
آیا می توان پیامبر و ائمه را نقد کرد ؟
 
 
منابع:
 
[۱] فرهنگ ابجدى الفبایى عربى فارسى  ص ۱۴۱   
 
[۲]
 
[۳] صفایی حائری، علی؛ روش نقد، قم، لیله القدر، بهار ۸۶، دوم، ص ۱۵ – ۱۶
 
 شریفی، احمد حسین؛ آیین زندگی، قم، معارف، تابستان ۸۵، بیست و سوم، ص ۸۲ – ۸۴ 
 
نقل از:ویکی فقه، واژه انتقاد
 
[۴] http://www.hawzah.net
 
[۵] سید عبد الحسین طیب، کلم الطیب در تقریر عقاید اسلام، چاپ: چهارم، ۱۳۶۲ ش، ص۳۳۵
 
[۶] سید عبد الحسین طیب، کلم الطیب در تقریر عقاید اسلام، چاپ: چهارم، ۱۳۶۲ ش، ص۳۳۷
 
[۷] آیت الله سید محمد حسین حسینى تهرانى، امام شناسى – مشهد، چاپ: سوم، ۱۴۲۶ ش، ج‏۱ ؛ ص۱۰
 
* به قلم حجت الاسلام حسن مزارعی

 

 

 

 

 

 

 

مناسبت ها

آخرین مطالب

عکس

 

   

 

گالری عکس

صوت و فیلم

اوقات شرعی



تازه های نشر

آمار بازدیدکنندگان

0000827450
امروزامروز762
دیروزدیروز3571
این هفتهاین هفته762
این ماهاین ماه29703
کل بازدیدهاکل بازدیدها827450
www.ahoorae.com

آمار بازدید کنندگان به صورت مخفی

امروز84
دیروز84
این هفته553
این ماه1921
مجموع195717

آی پی بازدیدکنندگان : 54.144.84.155
Unknown ? Unknown Sat 24 Feb 2018 21:33