وب سایت سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

No Install Flashplayer

جمعه 30 تير 1396
الجمعة 27 شوال 1438
Jul 21 2017

سردار شهید حاج «سعید قهاری»؛ شیرمرد قله‌های غرب

 
با شروع جنگ تحمیلی «شهید قهاری» نبرد خودش را در دو جبهه آغاز کرد. او در پیروزی رزمندگان اسلام در منطقه کردستان نقش عظیمی داشت و آنچنان دارای ذکاوت، مهارت و مدیریت بود که به بهترین نحو عملیات‌ها را طراحی و صحنه نبرد را اداره می‌کرد.
 
 
به گزارش دفاع پرس از همدان، در پنجم فروردین ماه 1331 خداوند متعال در روستای چنارعلیا از توابع اسد آباد استان همدان فرزند پسری به آقا حسینعلی عنایت کرد، که نامش را سعید گذاشت.
 
از همان ابتدا عنایات خداوند متعال برای نورسیده مشهود بود. درهای خیر و برکت که با تولد او به روی خانواده باز شده بود  همه را بیش از پیش متوجه این حقیقت می کرد که سعید فرزند دوم خانواده فرزند پر خیر و برکت است که از همان روز که چشم گشوده موجبات رزق و روزی بیشتر و خیر و برکت برای اهالی خانواده شده است.
 
سعید از همان دوران کودکی در مجالس مذهبی حضوری پررنگ داشت، او همواره شکل گرفتن شخصیت دینی و موفقیت های معنوی اش را مدیون حضور در همین جلسات می دانست.
 
در سال های اوج گیری انقلاب در تظاهرات ها و پخش اعلامیه نقش فعال را در همدان ایفا کرد. در سال 56-57 با حضور در تشکیلات مخفی، در عملیات های مسلحانه علیه رژیم شرکت داشت و بارها توسط ساواک دستگیر و به زندان روانه شد و مورد شکنجه قرار گرفت.
 
در اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی یکی از مهره های اصلی کمیته و سپاه پاسداران همدان شد و همزمان با شکل گیری کمیته و بعد سپاه همدان به عنوان مسئول بسیج سپاه همدان و بعد مسئول آموزشی مشغول به کار شد و در این راستان 6 هزار جوان بسیجی پسر و 5 هزار جوان بسیجی خواهر در همدان را آموزش داد و آماده دفاع از مرز و بوم میهن اسلامی کرد.
 
بعد از مدت یک سال نیم از تشکیل سپاه همدان به عنوان اولین فرمانده سپاه نهاوند معرفی شد که در کنار شهیدان طالبیان، محسن امیدی، امام جمعه وقت شهید حیدری و شهید رسولی از سرداران بزرگ نهاوند افتخار خدمت پیدا کرد.
 
سال 58 به دنبال شروع غائله کردستان بتدریج همراه عده ای از برادران همدان راهی آن خطه شد و مسئولیت قسمتی از عملیات برعلیه حزب و پاکسازی این شهر از لوث وجود ضد انقلاب را بر عده گرفت. همین آغازی شد برای ماندگار شدن در این استان محروم ولی این ماندگاری مانع از حضورش در جبهه های دیگر نگردید و او از طریق ارتباطی که با شهید چمران و خانم دباغ داشت در عملیات آزادسازی شهر مرزی پاوه در استان کرمانشاه نقش اساسی داشت که در تمام مدت جنگ پاوه در کنار شهید چمران چون ستاره ای می درخشید.
 
به قول خودش وقتی عملیات پاوه تمام شد رفتن برای همدان برای امتحان درسی که شهید چمران گفت آقا سعید کجا میروی گفتم میروم همدان امتحان دارم گفت امتحان تو همین جاست. شما رزمنده هستید باید اینجا بمانید ولی من... که به توصیه شهید چمران ماندم و الحمدلله در این عملیات و پاکسازی رو سفید درآمدم.
 
او جزء اولین کسانی بود که پس از اقدام رژیم بعث در بمباران شیمیایی شهر مظلوم حلبچه، به کمک شتافت و نقش مؤثر ایفا کرد و همچنین شرکت فعال در عملیات والفجر 10 که خود نوعی تحمل رنجها و مصائب را به گردن گرفت.
 
در دوران حضورش در کردستان بسیار زحمت کشید و با تمام توان جسمی و معنوی که داشت به کار می گرفت و حتی می‌توان گفت که ساعتها و روزها بدون غذا بسر می برد و گاهی خودش ابراز می‌داشت که در 24 ساعت فقط یک کمپوت خوردم دیگر وقت غذا خوردن و نشستن نداشته ام.
 
وی در ادامه به خدمات ارزنده همرزمش در کردستان نیز اشاره کرد و افزود: شهید قهاری در قلب مردم کردستان جای داشته و دارد و آنان در مراسم تشییع پیکرش با حضوری عظیم پاسخ محبت های وی را دادند.
 
با شروع جنگ تحمیلی از رزمندگان و فرماندهان پیشتاز برای هجرت و جهاد به مناطق کردستان و آذربایجان شد. او کارش را در این مناطق با حضوری مؤثر آغاز کرد و در نبردهای موفق رزمندگان اسلام در کردستان، آذربایجان و جنوب و در آزادسازی شهرها، محورها و مرز نقشی کارساز داشت که در آزادسازی شهر مرزی پاوه در استان کرمانشاه از لوث ضد انقلاب با وجود شرایط خاص آن زمان با ایمانی راسخ و عزمی جزم به همراه شهید چمران و سایر رزمندگان اسلام سرافرازانه عمل نمود و سپس با صلابت به عنوان فرمانده ای پیشتاز به پاکسازی منطقه پرداخت و با سرعت برای تعمیم حاکمیت انقلاب اسلامی در کردستان سر و جان را در طبق اخلاص گذاشت.
 
با شروع جنگ تحمیلی او نبرد خودش را در دو جبهه آغاز کرد. او در پیروزی رزمندگان اسلام در منطقه کردستان نقش عظیمی داشت و آنچنان دارای ذکاوت، مهارت و مدیریت بود که به بهترین نحو عملیات ها را طراحی و صحنه نبرد را اداره می نمود.
 
خانواده اش می گویند اگر بخواهیم شهید حاج سعید قهاری را بهتر بشناسیم باید راز و رمز و موفقیت او و تحمل مبارزه بی امان او را از قله ها و کوهها و دره های مریوان، جوانرود و پاوه، اشنویه، سقز، مهاباد، پیرانشهر، نقده جستجو کرد.
 
همسر شهید قهاری چون از زنان انقلابی بود و در متن انقلاب نقش اساسی داشت بنا به درخواست خودش با شهید همراه می شد و در سرکشی از خانواده های معظم شهدا و جانباز همراه او می شد واز این همراهی و همدلی لذت می برد.
 
می گویند سردار به ورزش علاقه داشت می گویند به اهل علم احترام می گذاشت می گویند به روحانیت احترام ویژه می گذاشت به تقویت علمی جوانان کشورا همیت میداد، میگویند سنگ صبور بسیجیان و خانواده معظم شهداء بود، می گویند اهل رضا و تسلیم بود و این ویژگی در چهره همیشه بشاش او تبلور داشت، می گویند معتقد به صدقه بود و هر روز خود را با صدقه آغاز می کرد، می گویند مسلح به دعای عهد بود و بطور دائم دعای عهد را در هنگام خروج از منزل زیر لب زمزمه میکرد، می گویند اهل عبادت بود و خلوص در عبادت او زبانزد بود، می گویند با قرآن انس ویژه ای داشت و تلاوت قرآن از برنامه های روزانه او بود، می گویند عاشق ولایت بود و در اطاعت از فرماندهی با توجه به بعد ولایتی آن بسیار اهتمام داشت، می گویند هرکس با او یک برخورد داشت جذب اخلاق و شخصیت او می شد.
 
بخشی از وصیت نامه سردار شهید سعید قهاری سعید به شرح زیر است:
 
السلام علیک یا ابا الحسن ،یا امیر المومنین یا علی بن ابی طالب، یا حجت الله علی خلقه، یا سیدنا و مولانا، انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا، یا وجیها عند الله، اشفع لنا عندالله.
 
درود بر پیامبر گرامی اسلام که پیامبر رحمت و لطف بود. درود بر خاندان گرامی او که همگی نوری در تاریکی بودند
 
همانا که حافظان امت و نشانه ی روشن دین و ترازوی سنجش فضائل هستند.
 
در شبی با خدای خود رازو نیاز می کنم که شب بسیار عزیزی است، شب قدر، شب خیرات، شب برکات!
 
خدایا! از اینکه 50 سال عمر با عزمت با سلامتی جسمی به بنده عطا کردی سپاسگذار و شاکرم.
 
خدایا! وابستگی های دنیایی را از من دور کن و برایم بی ارزش قرار بده تا بتوانم زود از آن بگذرم .
 
خدایا! عبادات ناقص و خیرات حسنات نا چیز بنده حقیر را مورد قبول خودت قرار ده.
 
خدایا! بر خانواده سخت گرفته ام. بخاطر هجرت زیاد و عدم رسیدگی، آنها را از من راضی گردان.
 
خدایا! اگر عمری از من باقی است و نمی توانم درست به کار بگیرم به رهبرم( آیت الله خامنه ای ) عطا فرما.
 
خدایا! آرزویی ندارم. آرزوی بنده آزادی قدس شریف و پیروزی اسلام شکست آمریکاست.
 
خدایا ! تو به من قدرت و توفیق دادی تا با دشمنان دین در سخت ترین شرایط بجنگم. پس ختم زندگی دنیاییم شهادت در راه خود(حق) باشد و در لباس سبز پاسداری، تا در کنار دوستان شهیدم آرام گیرم.
 
والسلام
 
سرباز خاکی ولایت، سعید قهاری سعید

 

 

 

 

 

 

 

مناسبت ها

آخرین مطالب

عکس

 

   

 

گالری عکس

صوت و فیلم

اوقات شرعی



تازه های نشر

آمار بازدیدکنندگان

0000364464
امروزامروز1572
دیروزدیروز4035
این هفتهاین هفته17174
این ماهاین ماه32724
کل بازدیدهاکل بازدیدها364464
www.ahoorae.com

آمار بازدید کنندگان به صورت مخفی

امروز73
دیروز53
این هفته237
این ماه1190
مجموع177631

آی پی بازدیدکنندگان : 54.80.158.127
Unknown ? Unknown Fri 21 Jul 2017 03:08